محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

43

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

از شك و دودلى ، و مواظبت در كار ، و تحمّل و بردبارى ، و پيروى از الگوى پاك و پاكيزه و نظاير اين‌ها ، ارتباط دارد . و از جنبهء تحريم‌هاى اخلاقى و نارواها ، آياتى را مىبينيم كه خودكشى ، بريدن اعضا و يا ناهنجار ساختن بدن را منع مىكند ، و دروغ ، دورويى ، بخل ، ولخرجى ، فخرفروشى به ديگران ، و برترىجويى ، و آزمندى نسبت به متاع دنيا ، و حسد ، و تبهكارى و نظاير اينها را حرام مىداند . و فصل دوم ، به گردآورى آياتى همّت مىگمارد كه به اخلاق خانواده مربوط مىشود ، و آنها را به چند قسم تقسيم مىكند : امور واجب مربوط به پدران ، و فرزندان ، و امور واجب مربوط به همسر ، و امور واجب مربوط به خويشاوندان ، و امور واجب پيرامون آنچه از ميّت بازمىماند . و در ذيل هر قسمى از اين اقسام ، قسمت‌هاى فرعى ديگر را نيز مىگنجاند . و در فصل سوم ، آياتى را مىبينيم كه به اخلاق اجتماعى مربوط مىشوند ، و در ذيل آن مطالبى از اين قبيل را مىآورد : تحريم قتل ، و دزدى ، و ربودن و اختلاس مال اشخاص ، و وام‌گيرى با سود « ربا » ، و تبديل مال يتيمان ، و خيانت و نظاير آن . و نيز دستور بازگرداندن امانت ، و نوشتن دين ( نوشتهء ما بين طلبكار و بدهكار ) ، و رعايت عهد و پيمان ، و شهادت راست ، و آيين وفاق در ميان مردم ، و محبّت نسبت به ديگران ، و احسان به ضعيفان و ناتوانان و آزاد كردن بردگان ، و نظاير اينها . چنان‌كه آياتى را مىيابيم كه قوانين رعايت ادب و ادب داشتن را تنظيم مىكند ؛ مانند : اجازه خواستن پيش از ورود بر كسى ، و با صداى كوتاه سخن گفتن ، و پيش از ديگران سلام دادن ، و پاسخ سلام را نيكوتر دادن ، و حسن اندام ( و هيئت نيكو داشتن در برابر ديگران ) ، و گزينش سخن خوب . و فصل چهارم ، اخلاق ويژهء دولت‌مردان و مردم در برابر يكديگر را وجههء همّت قرار مىدهد . در اين بخش ، آياتى را مىبينيم كه علاقهء بين حاكم و رعيّت را شرح مىدهد ، و نيز آياتى را مشاهده مىكنيم كه روابط خارجى حكومت ( اسلامى ) را تنظيم مىكند . . . و در فصل پنجم ، اخلاق دينى را مطرح كرده است ؛ و مشتمل بر آياتى است كه وظايف واجب انسان را نسبت به خدا تنظيم مىكند . در پرتو اين بيان شتابزده و عرضهء سريع فصل‌هاى مختلف كتاب ، ممكن است كسى بگويد كه